گل پسری13-14-15 آذر 1392
گل پسر قشنگم سلاام . این هفته که گذشت هفته خوبی بود و توش کلی بهمون خوش گذشت. روز چهارشنبه بعد از سر کارم اومدم دنبالت خونه مامیی اینا و من و شما کلی تا سر خیابون با هم پیاده روی کردیم و از اونجایی که عاشق اتوبوسی یک ایستگاه سوار اتوبوس شدیم و رسیدیم به کلبه شادی. هوووورااا البته اولش انگار که خیلی خوشت نیومد ولی یک دوری که زدیم کلییی از اونجا خوشت اومد و دو ساعت تمام توش بازی کردی تا بابایی که کارش این شبا دیر تموم می شه تموم شد و اومد دنبالمون و رفتیم خونهه. خلاصه که عسلکم اینقدر بازی کردی و خسته بودی که بیهوش خوابیدی:) فردای اون روز هم که یک برف خوشگلی میبارید و بابایی هم سر کار رفته بود زنگ زدیم به خال...
نویسنده :
موژان
9:00










